تبليغاتX
متروی متروک
هوا پر از گریه دیگران است
 

درس آخر

 

طناب

دوست من با طناب خود را دار زد.

 

 ط...

            من تنها.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 15:13  توسط م ا ن ت ا ن ا 

 

میز قرمز

سس ندارد امروز

عزیزم!

دلواپس من هم که باشی

اینهمه کلمه را

چه کسی می خواباند

روی رودخانه و تمساح؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 22:13  توسط م ا ن ت ا ن ا  | 

 

مثل نان روی آب

ماهی ها را به هیجان می آورد

دندانهای سفید تو

مثل کوه

بغل نمی شوند

خاطرات خراب در پاکت

 فقط مورچه ها را از هم می ترساند.

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 19:23  توسط م ا ن ت ا ن ا  | 

 

خیلی چیزها از خودم کنده ام

دندانهایم را

موهـــایم را

دستهایم را

چشمهایم را

لباس هایم را در آورده ام تا لبهای تو را بپوشم

و از عمیقترین نقطه به آب  بزنم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 9:59  توسط م ا ن ت ا ن ا 

 

یه حس خاصی داره

با تو حرف نزدن

با تو قدم نزدن

با تو چای نخوردن

با تو نخندیدن خندیدن دارد

با تو از کوه و کمر درد بالا میروم

با تو درد دندان در مربع است

مربع در بع بع

چای داغ با تو نخوردن دارد

در جای جای تو ایستادن ممنوع

بی تو با تو بودن خوبیست

فکر خوبیست شعر لورکا خواندن با صدای اسب

پدر دریا پیر است

با تو درد دندان مربع خندیدن است

دندان عقل کشیدن

دنبال خود سخت است

اما من از صخره های تو پرت تر می شوم

زبان در می آورم

حالا حال حالا حال

حلال است

حل نمیشود در تو

کلمات

کلنجار

کیلیمـــانجارو

رفیق

رقیق تر شدن

دقیقه به دقیقه.

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم بهمن 1388ساعت 20:9  توسط م ا ن ت ا ن ا