درس آخر
طناب
دوست من با طناب خود را دار زد.
ط...
من تنها.
میز قرمز
سس ندارد امروز
عزیزم!
دلواپس من هم که باشی
اینهمه کلمه را
چه کسی می خواباند
روی رودخانه و تمساح؟
مثل نان روی آب
ماهی ها را به هیجان می آورد
دندانهای سفید تو
مثل کوه
بغل نمی شوند
خاطرات خراب در پاکت
فقط مورچه ها را از هم می ترساند.
خیلی چیزها از خودم کنده ام
دندانهایم را
موهـــایم را
دستهایم را
چشمهایم را
لباس هایم را در آورده ام تا لبهای تو را بپوشم
و از عمیقترین نقطه به آب بزنم.
یه حس خاصی داره
با تو حرف نزدن
با تو قدم نزدن
با تو چای نخوردن
با تو نخندیدن خندیدن دارد
با تو از کوه و کمر درد بالا میروم
با تو درد دندان در مربع است
مربع در بع بع
چای داغ با تو نخوردن دارد
در جای جای تو ایستادن ممنوع
بی تو با تو بودن خوبیست
فکر خوبیست شعر لورکا خواندن با صدای اسب
پدر دریا پیر است
با تو درد دندان مربع خندیدن است
دندان عقل کشیدن
دنبال خود سخت است
اما من از صخره های تو پرت تر می شوم
زبان در می آورم
حالا حال حالا حال
حلال است
حل نمیشود در تو
کلمات
کلنجار
کیلیمـــانجارو
رفیق
رقیق تر شدن
دقیقه به دقیقه.