تبليغاتX
متروی متروک
هوا پر از گریه دیگران است
 

بد جوری به سرم

هوای دیوید بکهام زده

سرم را بتراشم

و برایت فوروارد کنم.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 18:41  توسط م ا ن ت ا ن ا  | 

 

من

در این شعر

فقط

دنبال

یک کبریت می گردم. 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 13:56  توسط م ا ن ت ا ن ا  | 

 

ای کاش

ای کاش

ای کاش

همه چیز مثل ماکارونی بود!

----------------------------------------

در چشمهای تو

اتفاقهای خوبی می افتد

که اتفاقن

برای این اتاق خوب نیستند

و خانه را نا امن کرده است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 14:41  توسط م ا ن ت ا ن ا  | 

 

لباس شویی می چرخد از خشم

لباسهای چرک را خفه می کند توی آب

هی گرداب میشود

توی کف

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در کابینت باز است

با فندک اتمی

 می رقصد اجاق گاز فر

و موهای تو

فر فره

در باد کولرهای جهان

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این شعر را با

 بی صدا بخوان!

در وان

در لیوان

زیاد است

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 به دریا قسم

این شعر مخصوصن برای توست

با نور ملایم و موسیقی آرام

بر کرانه رودخانه های جهان

خواب باشی یا بیدار

عمیقن روی این شعر کار می کنی

این مخصوصن برای توست

اولین و آخرین تلاش

برای این فاصله

برای این رابطه

برای شهامت دادن به بوسه ها

 که همه شکلک بودند

برای طراوت دادن به گلها

 که همه آیکن بودند

در اینترنت کم سرعت

پابه پای تو دویدن

از اسبهای  اصیل هم بر نمی آید

آن لاین

 آف لاین

اینها مخصوصن همه برای توست

که صبح هوا رطوبت تازه ای گرفته است

بو

  نور

 صدا

 موسیقی

 سکوت

 به طرز عجیبی همه قطع  می شوند

هر چند آغوش خلوت است

و گوشه ندارد

 و دستها گرم نیست

اما روی فونتهای بی جان کیبرد دستم می لرزد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این مانیتور ال جی

زندگی مرا خراب  می کند

و

تصاویر را  

مثل شطرنج سخت کرده است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این رابطه صدا ندارد که بماند

بو ندارد که فراموش نشود

اما خاطره ها را خالی می کند

از خالهایی

که هر کجای تو می توانند نقطه بگذارند

زیبایی

سر خط بنویسند

زیبایی

تمامی بهارهایی

وتمامی بهارها

کج می شوند

در جغرافیا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-

در ابروی تو

رو به خورشیدی که ترا هم گرم نمی کند

آنتن چرخیده است

و ماه النگوی کوچکیست

 برای دستهای بزرگ  تو

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-

 زمانی برای مستی نیست

و اینروزها

((خسته از انقلاب و آزادی*))

خسته از

موبایل /ماهواره /مرد عنکبوتی

برنامه کودک/سینمای چهار

راز بقای انسان/آسانسور/سانسور

چای / صبحانه / میوه / پخش زنده فوتبال

پخش زنده

  اعترافهای مردی که مرده است

 صدای زنگ در /صدای زنگ تلفن

 ایمیلها / بی میلیها

 خلاصه اخبار / موسیقی جاز

 صدای شیر آب / دوش حمام

 لامپها / دمپایی

تمامی کتابهای درسی

تمامی کتابهای غیر درسی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

همه اینروزها مخصوصن برای توست

ساعت 5 عصر لورکا

بلوگفا دات کام

تمامی نمایشنامه های بکت

سیاره B 612   

صید من

در  قزل آلا ی دستهای تو

در تمامی ایالتهای امریکا

با اوباما

بی اوباما

پیچ و خمهای می سی سی

خستگیهای من

اینها همه برای توست

با نور آرام و موسیقی ملایم

و ساعتی که

دنبال تو می گردد دقیقه به دقیقه.

 

----------------------------------------

پی نوشت ها:

عنوان شعر از لیلا مشفق

* ازسید مهدی موسوی

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 13:36  توسط م ا ن ت ا ن ا  | 

 

۱. 

دیازپام عجیبیست

میگرن کلاسیک من

و خنده های آزاد تو. 

 

۲.

کنار

یخچالهای ساید بای ساید

آب

از گلویم بالا نمی رود

و این شعر

دکمه هایش را برای تو

یکی

یکی

یکی

 باز می کند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 15:13  توسط م ا ن ت ا ن ا  | 

 

پراکنده ام

پر

از

کنده ام

و از کنده هم دود بر می خیزد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 19:18  توسط م ا ن ت ا ن ا  | 

 

پکی بزن به سیب

دندانی به لکه های ابر

و نگران نباش

که میدان انقلاب

به قلاب صیادی پیر گیر کرده است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 14:44  توسط م ا ن ت ا ن ا  | 

 

وطن را

در می آورم از تن

و از عمیقترین نقطه

به آبهای آزاد میزند این شعر.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 14:13  توسط م ا ن ت ا ن ا  |