عشق بد جوری پیچیده است
دور آشغالها با مو
و گیر کرده
در جریان لوله های آب.
تو بگو!
در کدام گورستان بخوابم
برایم گلهای قشنگتری می آوری؟
نگو به عبور جریان کمک می کنند
این مقره ها
که قرقره سیمها را گرفته اند
سیمهایی که دندانهای تو را ردیفتر می کنند
تا به شعرهای کوتاه من بخندی
به جریان این شعر
کمکی نمی کند تو
با تو
با صدای بلند حرف بزنم در تاریکی
گاهی
تو را از پشت گوشی بغل کنم
و توی گوشهایت
شاید عزیزم بهتر باشد تو نباشی
وقتی خطها را تصرف می کنم
در سطری کوتاه تمام سالها
هیچ فرقی نمی کند
موهایت را فرق کنی
یا دم اسبی
دنبال واحد های اختیاری بگردی
در دانشگاهی
که در کار نبوده است
حالا تو بگو
ماکارونی یا کبریتهای بی خطر؟
سهم من اما همیشه کنار بود
کنار قلبت زیر پل انقلاب
کنار ماه لاغر
پشت میله های دندان تو
کنار دریایی که غرق شده است
کنار شالگردنی که گردن می زند
قرص
فندک
آب معدنی کوچک
نقاط کوری که آنتن نمی دهند
از تمامی جبهه ها
حمله می کنند به گریه
از میان سنگها و شیشه ها
بالا می آورم در لیوانی لاغر
ماه کامل را
خمیازه می کشم
شایدبرایم خوب باشد گاز اشک آور
جناب دکتر!
همه خاطرات
زیر صفر است
زیر صفر لباسهای زیر تو
که
آب و هوای
قطب های شمال و جنوب مرا تامین می کنند.
در جریان است
لوله های تاریک آب
در اتاق خوابهای من
دریای بالتیک در نقطه صفر مرزی
خطوط متورم مبل
پتوی پلنگ
بخار دهان اسب
از کتاب بر می خیزد
دختری کبود
که نامش شیرازه بلوغ است
که ازهم پاشیده است.
رژی
به لب بزن!
این آتشی است
که در
من خر افتاده است
منی که بارها و بارها
کتک خورده ام
از تولد خودم
از کیکهای رکیک تو.
بیچاره مرگ
در تک تک بشقابها و
ذره ذره آشغالها.
اول سطر
دستهای سفید تو شروع می شوند
تا پشت درهای بسته
رگهای باریک من
متولد شوند
می دوم در مدارهای الکترونیکی
فصل فصل جفت گیری ترانزیستورهاست
در زوج دارلینگتون.